| Profil de AnoushÅИŎő§Ħ ΣтЄяЛằLPhotosBlogListes | Aide |
|
21 mai شبساعت12 روی خط ایستاده بعد دو زانو روی آسفالت گرمای آفتاب سوزش سرش را دو چندان می کند ابزار ساده ایست برای نوشتن خط کشیدن رفتن تا کشیدگی ماهیچه ها تا جرجر استخوانها روی قرقره رنگ روی آسفالت داغ به همینجا به همین دیوار بچسبی روی همین خط بایستی کنار همین خط لعنتی پا نکوبی انگار همین جاست کنار این قلب لعنتی که می کوبد نمی زند چشم می بندی از کنار خط میروند خانمی آقایی بدون آناتومی بدون قد بدون لرزش روی خط روی آسفالت با روسری قرمز با تو سری قرمز کنار خط بدون پوست بدون استخوان می کشندش از ساعت 2 این گذار از چشم هایش طی می شود خانم ها و آقایان از روی خط و کنار خط مثل همان کودک وسط چهار راه که با چشم تشنگی التماس می کند. خانم و آقایی بدون استخوان بدون آناتومی از ساعت 4 می گذرند. کنار دیوار کنار خط مثل همیشه صدای بوق می آید و فحش خواهر و مادری که بدون آناتومی بدون استخوان بدون قد بدون سایه از شب می گذرند
CommentairesPour ajouter un commentaire, connectez-vous avec votre identifiant Windows Live ID (si vous utilisez Messenger ou Xbox LIVE, vous avez un identifiant Windows Live ID). Connectez-vous Vous n'avez pas d'identifiant Windows Live ID ? Inscrivez-vous RétroliensL'URL de rétrolien de ce billet est : http://anooshiran.spaces.live.com/blog/cns!840CFBF0E6D16A3C!214.trak Blogs Web qui font référence à ce billet
|
|
|